لوگو باسینا
سارا افشار
24 شهریور 1404 - 12:09

خودکشی

من ۲۰ ساله بودم فامیلهای همسره سابقم معتادم کردن به کراک و شیشه والان ۲۵ ساله میکشم ولی کراک و ترک کردم پسرم ۲۷ سالشه ۲۰ بار کمپ و بیمارستان امین اباد بستری کرده آتیش میگیرم نگام میکنه میگه بخاطر تو ازدواج نمیکنم میگه یا ترک کن یا بمیر من خجالت میکشم یه دخترم داشتم یک هفته مونده بود به عروسیش با مشروب مصمومش کردن کشتنش و اون اواخر چون شوهرش قاچاق میکرد اونم به من گفت بکشی منم میکشم اونم الوده شده بود آتیش گرفتم دارم تایپ میکنم الان از مرگش ۷ سال گذشته و من ورشکست شدم توی کارم همه چیو دود کردم خونه اجاره کرده بودم ماشینم کارم و الان یک ساله با پسری اشنا شدم اونم میکشه بهم خیلی خوبی کرده ولی کتکم میزنه جایی واسه موندن ندارم اومدم پیشه اون البته بخاطر جا نیست عاشقش شدم پسرم مخالفه چون جفتمون میکشیم و امروز تصمیم گرفتم خودکشی کنم چون زنده موندنم آبروی پسرمو برده ترک هم نمیتونم بکنم میخام شربت متادون بخورم بمیرم چون قبلا قرص خوردم ده روز کما بودم دوباره زنده شدم کمکم کنید حتی خاهرم که من خرجشو میدادم بیرونم کرده از همه جا رونده شدم از این پسر نمیتونم جدا بشم ولی میگه از چشمم افتادی میگه خیانت کردی در صورتی که خیانت نکردم از پسرم خجالت میکشم پس فقط مرگ خوبه برام